تبليغاتX
واقعیت های تلخ

واقعیت های تلخ

دین

العربيه  : بنابر گزارشهاى رسانه اى روز چهارشنبه 4-3-2009، يك دادگاه سعودى يك پير زن تبعه سوريه را كه 75 سال دارد، به اتهام خلوت غير شرعى با دو جوان، به 4 ماه حبس و40 شلاق واخراج نهايى از كشور محكوم كرد.
جزئيات اين حادثه طورى است كه هيئت امر به معروف ونهى از منكر دو جوان بنام "فهد" و"هديان" را در منطقه حائل واقع در شمال عربستان سعودى زمانى دستگير كرد كه آنان به خانه يك پير زن سورى وارد شده بودند، ويكى از اين دو جوان مدعى است كه وى در كودكى از اين زن شير خورده وپسر رضاعى او مى باشد، وجوان ديگر غذايى را باخود براى اين پير زن آورده بود.
اما پس از بررسى روشن شد كه "فهد" پسر زن مذكور نبوده، ودر دروان كودكى اش از او شير نخورده است. زيرا تاريح تولد فهد سه سال ونيم پس از تولد آخرين دختر اين پيرزن مى باشد.
به گزارش روزنامه "الوطن" چاپ سعودى در شماره روز چهارشنبه 4/مارس، اين حكم را يكى از قضات در دادگاه شهر "الشملى" واقع در فاصله 170 كيلوم مترى منطقه حائل سعودى صادر كرده است.
منابع مستقل خاطر نشان كردند كه زن ياد شده مشهور به فساد و اخلاق بد در اين منطقه است، وهمسر ندارد، وچندى قبل پدر يكى از اين دو جوان بازداشت شده، شكايت خود را عليه اين زن به پليس مذهبى ابلاغ كرده بود.
قاضى دادگاه مذكور ضمن صدور حكم حبس اين زن، حكم ديگرى را نسبت به رد پسر بودن متهم دوم صادر كرد كه بر اساس آن او پسر اين زن نمى باشد.
زن ياد شده در اعتراض بر حكم دادگاه خواستار استئناف آن شد، وادعا كرد كه جوان متهم پسر اوست.
دادگاه جوان ديگرى را كه مدعى است براى اين زن غذا ونان مى آورد، به شش ماه حبس وضرب 60 شلاق محكوم كرده است.

+نوشته شده در جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت8:7توسط مهران | |

زنان و دختران فريب خورده
دردام شيطان
کسانی که به سادگی فریب میخورند
گروه حوادث ـ مرد شياد كه با چرب زبانى و به بهانه حل مشكلات خانوادگى و شكستن طلسم زندگى، زنان گرفتار و زودباور را فريب مى داد، از سوى مأموران پليس دستگير شد.
«مصطفى برزگر گنجى» دادستان عمومى و انقلاب قم در اين باره به خبرنگار ما گفت: چندى قبل و در پى دريافت گزارش هاى مردمى، از حضور يك مرد شياد و فريبكار در شهر باخبر شديم كه به شكار زنان تنها، درمانده و گرفتار مى پرداخت.بلافاصله با دريافت اين گزارش ها به اكيپى از مأموران ستاد حفاظت اجتماعى مأموريت داده شد تا در اين باره به دقت تحقيق كنند.سرانجام شامگاه چهارشنبه متهم در حال فريب چند زن در اطراف يكى از اماكن مذهبى شناسايى و دستگير شد . اين مرد به زنان درمانده وعده مى داد به راحتى طلسم زندگى يا مشكلات مختلف آنها را مى شكند و همه را از غم و اندوه نجات مى دهد.مأموران پس از بازداشت اين تبهكار به بازجويى از وى پرداختند، اما او منكر ارتكاب هر نوع جرمى شد، تا اين كه در بررسى تلفن همراه وى تصاوير و پيامك هاى متعدد غيراخلاقى مشاهده شد.از آنجا كه تصاوير بيش از ۲۰۰ قربانى در تلفن همراه كشف شد، بلافاصله به خاطر حساسيت و گستردگى موضوع با دستور دادستان بازجويى هاى شبانه از متهم آغاز شد.وى كه مدعى بود به تازگى وارد قم شده، گفت: از سال ها قبل در اطراف مشهد سكونت دارم و تنها چند روز است كه به قم سفر كرده ام. با اين حال نمى دانم عكس ها و شماره تلفن هاى زنان چگونه وارد گوشى تلفنم شده است.از اين رو به رغم سكوت متهم، با دستور قضايى ويژه، تحقيق براى شناسايى زنان فريب خورده و قربانيان آغاز شد.بر اساس اين گزارش مأموران در تماس با دو شماره تلفن كشف شده به جزئيات بيشترى در اين باره دست يافتند.دختر جوانى كه ساكن تهران است به مأموران گفت: قصد ازدواج داشتم اما به دليل ناتوانى در تصميم گيرى، از اين مرد كه ظاهرى فريبنده داشت، راهنمايى و كمك خواستم. او هم پس از اجراى يك مراسم ساختگى در خانه اش، مرا مورد آزار و اذيت قرار داد.زن جوان ديگرى نيز كه در مشهد به دام اين مرد گرفتار شده بود، گفت: از مدتى قبل با شوهرم اختلاف داشتم، به همين خاطر جدا از هم زندگى مى كرديم. شوهرم حاضر به زندگى با من نبود. به همين خاطر از مرد فالگير خواستم تا طلسم زندگى ام را بشكند و شوهرم را به خانه برگرداند، اما او ادعا كرد به خاطر اين كه در ساعتى شوم به عقد شوهرم درآمده ام، بايد از او جدا شوم. بنابراين مرا تشويق به طلاق كرد. بعد هم مرا از يك بلاى عجيب ترساند و براى رهايى از من خواست به خواسته شيطانى اش تن دهم.در حالى كه تماس هاى مأموران با فريب خوردگان ادامه دارد، دادستان گنجى ضمن درخواست چاپ عكس بدون پوشش متهم در روزنامه ايران از شاكى ها خواست براى شكايت و پيگيرى موضوع با دادستانى قم تماس بگيرند.
 
===============================================
آیا این زنان و دختران گرفتار خرافات نبوده اند؟ پس تعقل و اندیشه چه میشود؟ سر خیلیها را میشود بسادگی کلاه گذاشت !
ریشه این خرافات و حماقتها از کجاست؟ آیا دین به نوعی این حماقتها را تشدید نکرده است؟
خرافات تا کی؟!

+نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت0:24توسط مهران | |

دوربين مخفى راز سرقت خانگى را فاش كرد

روزنامه ایران۲۴/۱/۸۷

گروه حوادث- دوربين مداربسته راز سرقت ميليونى پرستار كودك را فاش كرد.
به گزارش خبرنگار ما، چندى قبل مرد جوانى با مراجعه به كلانترى ۱۲۷ تهران با تسليم شكايتى به مأموران، گفت: من و همسرم كارمند يك شركت خصوصى هستيم. بنابراين به دليل كار سنگين و طولانى مدت تصميم گرفتيم براى پسر پنج ساله مان پرستار استخدام كنيم، تا در غياب ما از او نگهدارى و مراقبت كند. بنابراين پس از درج آگهى در يكى از روزنامه ها با سميه-
۱۸ ساله- آشنا شديم او به عنوان پرستار كودك به خانه ما آمد و قرار شد در ازاى دريافت حقوق ماهيانه، از پسرمان «سهيل» نگهدارى كند.پس از مدتى او با رفتار خوب و دلسوزى هايش اعتماد ما را نسبت به خود جلب كرد. من و همسرم نيز خوشحال بوديم كه پرستار مطمئنى براى فرزندمان استخدام كرده ايم.پس از چند ماه من و همسرم براى انجام مأموريت كارى راهى خارج از كشور شديم. بنابر اين كليد خانه را به سميه سپرده و از او خواستيم با دقت مواظب خانه و پسرمان باشد. و از سوى ديگر به خاطر وجود مقدار قابل توجهى طلا، پول نقد و اشياى گران قيمت در خانه بدون اين كه كسى متوجه شود يك دوربين مداربسته نيز در خانه نصب كرديم. در طول سفر نيز تلفنى با سميه و پسرمان تماس داشتيم.اما وقتى از مسافرت باز گشتيم در كمال ناباورى پسرمان را در خانه تنها ديديم و از پرستارش خبرى نبود. همسرم پس از بررسى اتاق ها متوجه شد چند ميليون تومان تراول چك هايش نيز سرقت شده است. پس از بازبينى فيلم دوربين مدار بسته سميه را در حال سرقت ديديم. بدين ترتيب مأموران با كسب اين اطلاعات و مشاهده فيلم، به دستور «اميرى»- بازپرس شعبه اول دادسراى جرايم اطفال- سميه را شناسايى و دستگير كردند.وى كه ابتدا منكر سرقت بود با مشاهده فيلم، چاره اى جز بيان حقيقت نديد. او با پذيرفتن سرقت پنج ميليون تومان تراول چك از خانه زوج جوان به بازپرس پرونده گفت: چند ماه قبل پدرم كه كارگر ساختمانى بود براثر بيمارى جان سپرد. از آن روز هم من و مادرم تنها مانديم. مادرم براى تأمين هزينه هاى زندگى در خانه مردم كار مى كرد. بنابراين پس از مدتى تصميم گرفتم در تأمين مخارج زندگى به مادرم كمك كنم. در نتيجه با اعلام آگهى آمادگى خود براى نگهدارى از كودكان خردسال را اعلام كردم. سرانجام پس از مدتى با زوج جوان- شاكى ها- آشنا شدم. وقتى صاحبخانه و همسرش مسافرت بودند يك روز به اتاق خواب آنها رفتم. وقتى در كمد را باز كردم يك جعبه كوچك چوبى توجهم را جلب كرد. از روى كنجكاوى در آن را باز كرده و مقدارى طلا و تراول چك نگاهم را جلب كرد.به دليل مشكلات مالى خانوادگى وسوسه شده و فريب شيطان را خوردم. تعدادى از تراول چك ها را از داخل جعبه برداشتم. همان موقع مادر سهيل تلفن زد و گفت: او و همسرش نزديك خانه هستند.
من هم وحشت زده از آنجا فرار كردم. اما نمى دانستم كه دوربين مداربسته تمام رفتار مرا ضبط كرده است.بازپرس پرونده پس از بازجويى از سميه، او را به اتهام سرقت با صدور قرار قانونى روانه زندان كرد.
آیا زندان مرهم دردها است؟
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
به نظر شما تنها این دختر مقصر است؟
آیا من و شما از درد و رنج این دختر آگاهیم ؟
ایکاش قدری  عفو و بخشش داشتیم ایکاش میتوانستیم کاری کنیم که کسی از سر نداری و بیچارگی دست به دزدی نزند؟

+نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت18:36توسط مهران | |

Free! Download Center